5- حرکت از مکه به عراق
هنگامی که امام نامه مسلم را دریافت کرد، عزم خروج از مکه کرد و به سوی عراق رهسپار شد. امام پس از عمره مفرده به دلایل امنیتی، اقامت در کنار بیت الله الحرام را مناسب ندیده، از مکه در روز سه شنبه، هشتم ذی حجه الحرام- روز ترویه-به سوی کوفه رهسپار شدند. البته سفر امام در زائران بیت الله الحرام این پرسش را برانگیخته بود که چرا امام برخلاف مسیر حجاج در حرکت است. ابواسحاق اسفراینی می گوید: ”حسین(ع) با زن و بچه و عشیره خود از مکه خارج شدند، در مکه 17 نفر از مردان اهل بیتش اورا همراهی می کردند و 60یاور از اصحاب که سواره و پیاده بودند“.
6- طی منازل از مکه تا کربلا
اکنون منازل و سیرامام از مکه تا کربلا را یکی پس از دیگری بررسی خواهیم کرد.
منزل 1) ابطح:
ابطح شنزاری است که محل عبور سیل از وادی مکه است.“یزیدبن ثبیط البصری“ دارای ده فرزند پسر بود، آنها را به یاری امام حسین (ع) برخوانده بود. از آنها دو فرزندش ”عبدالله“ و ”عبیدالله“ همراه عده ای از شیعیان و دوستداران اهل بیت از بصره به خارج، و در ابطح مکه به امام ملحق شدند. ملحق شدگان ”عامربن مسلم“ و ”سالم“ غلام عامر، ”سیف“ و دیگران هستند.
منزل 2) تَنعیم:
امام از مکه معظمه خارج شد و به همراه خانواده و برخی از دوستان به ”ادنی الحل“ رسید. در دو فرسخی مکه، ”تنعیم“ در مسیر جاده مدینه قرار گرفته است. اینجا را تنعیم می نامند، چون طرف راست این منطقه کوه ”نعیم“، و چپش کوه ”ناعم“ و این محل در وادی ”نعیمان“ قرار دارد.در تنعیم امام از کاروان یمن شترانی برای اهل و عیال ویاران خود اجاره کرد.
منزل 3)صِفاح:
صفاح محلی بین ”حنین“ و ”انصاب“ حرم واقعی شده است که زائر از آنجا به راحتی وارد مکه می شود. امام (ع) روز جمعه، یازدهم ذی حجه به این محل رسید و با یاران فرود امد. آن حضرت در این محل با ”فرزدق“ شاعر، پسر“غالب“ برخورد کرد، و در باره مردم کوفه از او سوال فرمود: او در پاسخ گفت: دل های مردم با شماست، اما شمشیرهای آنها با بنی امیه است، و قضا به دست خدای تعالی است. امام گفتار او را تصدیق کرد و ازاو اعلام داشت که به قضای الهی تن داده است. امام حسین (ع) با او خداحافظی و از او جدا شد.
منزل 4) وادی عَقیق
روز شنبه، دوازدهم ماه ذی حجه الحرام، امام حسین (ع) به این محل فرود آمد. در این محل چشمه و درختان خرما قرار دارد. از این وادی عقیق تا مکه چهار منزل بیش نیست.
منزل5) وادی صِفراء
امام روز یکشنبه، سیزدهم ماه ذی حجه الحرام به این وادی (صفراء) رسید. این وادی در ناحیه مدینه و دارای درختان خرمای فراوان و زراعت است. اینجا در مسیر حجاج بیت الله الحرام قرار گرفته، چشمه سارها و جویبارها در آن جریان دارد. در این محل ”مجمع بن زیاد“ و ”عبادبن مهاجر“ همراه عده ای از اهالی مدینه به امام ملحق شدند و تا کربلا امام و یاران را همراهی کردند تا اینکه به شهادت رسیدند.
منزل6) ذات عِرق:
یکی از میقات های حجاج بیت الله الحرام، مرز بین ”نجد“ و ”تهامه“ است که آن را ”ذات عرق“ نامیده اند. امام و یارانش در روز دوشنبه، چهاردهم ذی حجه در این محل فرود آمد.
منزل7) حاجِز:
روز سه شنبه، پانزدهم ذیحجه، امام دراین منزل بار نهادند. اینجا منزلی بود که اهل بصره برای سفر به حج در آن سکنی می گزیدند. در این مکان بود که امام پاسخ نامه ”مسلم بن عقیل“ را خطاب به مردم کوفه توسط“ قیس بن مسهرصیداوی“ و برادر رضاعی شان“عبدالله یقطر“ به کوفه فرستاد. دو سفیر امام (قیس و عبدالله یقطر) در قادسیه توسط ”حصیص بن نمیر“ دستگیر شدند.
منزل8)فَید:
روز چهارشنبه، شانزدهم ذیحجه، امام به فَید آمدند. آنجا شهری در نیمه راه مکه به کوفه بود که در وسط آن، قلعه ای با درِ آهنین قرار داشت که دورتادور آن رادیوار فرا گرفته بود.
منزل9)اَجفُر:
پنجشنبه، هفدهم ذیحجه، کاروان حسین در اَجفُر بار به زمین نهاد. دراین محل آب به سوی محل سکونت عرب در جریان بود. درباره ملاقات امام با ”عبدالله بن مطیع عدوی“ در تاریخ اختلاف است.
منزل10)خُزَیمیِّه:
محلی است که به خزیمیه بن خازم نسبت داده شده، درحالیکه حاجیان شهر کوفه از این محل عبور می کرده اند. امام و یاران یک روز و یک شب در این محل اقامت کردند. بنابراین امام روز و شب شنبه، نوزدهم ذیحجه الحرام را در این محل گذراندند. هنگام صبح حضرت زینب(س) به خدمت امام آمد و عرضه داشت:“ای برادر، از هاتفی بشنیدم که اینگونه می سرود: آگاه باشید، ای چشم ها! با تمام تلاش خو پر شوید، پس کیست بر شهدا بعد از این زمان بگرید؟ شهدا آن گروهی هستند که به سوی مرگ در حال رفتن اند، به اندازه ای که به وعده ام وفا کرده باشم بیش نیست“. امام در پاسخ فرمود: ای خواهرم، هرچه قضای الهی باشد همان به انجام خواهد رسید.
منزل11)شُقُوق:
حضرت اباعبدالله (ع) در روز یکشنبه بیستم ذیحجه به شقوق رسید و در آنجا اقامت فرمود. اینجا منزلی است که در راه مکه قرار دارد. ”ابن اعثم کوفی“ ملاقات ”فرزدوق“ با امام را در اینجا دانسته است، که پیش از این درباره آن توضیح داده شد. در این مکان امام با فردی برخورد می کنند که از کوفه آمده است؛ حضرت از وضع مردم عراق می پرسند، واو میگوید: آنها برضد شما اجتماع کرده اند. امام فرمود: البته کار دست خداست و او هرگونه بخواهد به انجام می رساند. پروردگار ما، هرروز در پی انجام دادن کاری است.
منزل12) زَروُد:
امام روز دوشنبه، بیست و یکم ذیحجه الحرام در این منزل فرود آمدند. اینجا شنزاری بین ”ثعلبیه“ و ”خزیمیّه“ و در مسیر حاجیان کوفه به مکه قرار گرفته است. در این محل بود که امام نزدیگی خیمه و خرگاه ”زهیربن قین بجلی“ خیمه خود را برافراشتند. پس از آن امام او را به راه حق دعوت کردند و او به سوی امام راه یافت. در زَروُد نیز خبر شهادت جناب مسلم بن عقیل و هانی بن عروه به امام رسید.
منزل13) ثَعلَبیه:
امام روز سه شنبه، بیست دوم ذیحجه الحرام به این محل رسیدند. شخصی به نام ثعلبیه از قبیله ”بنی اسد“ اینجا چشمه ای را حفر کرده بود که پس از آن، کاروانیان راه کوفه به مکه در کنار این چشمه اقامت می کردند.
منزل14)زُبالَه:
زباله منزلی در راه بین مکه و کوفه است. در مسیر مکه قرار دارد. اینجا بین ”واقصه“ و ”ثعلبیه“ قرار گرفته که دو برکه درآنجا قرار دارد. کاروان در روز چهارشنبه، بیست و سوم ذیحجه الحرام در آنجا بار نهادند. در زباله امام از شهادت عبدالله بن یقطر باخبر شدند.
منزل15)القاع:
امام روز پنجشنبه، بیست و چهارم ذیحجه الحرام در القاع فرود آمدند. بعد از ”عقبه“ ”قاع“ منزلی به طرف مکه مکرمه است. در کتب لغت ”بطن“ به دشتی وسیع یا دشتی که دره ها، نهرها، برکه ها و گذرگاه ها داشته باشد گفته می شود. در این وادی بطون فراوانی قرار دارد. ازجمله: ”بطن عنان“، ”بطن ظَبی“ که زمینی از آن کلب بوده است. ”بطن رمّه“ و ”بطن عقبه“ که اسمی برای یک وادی است که در انجا قریه هایی چون عقبه قرار گرفته است. ”قاع“ اولین منزل آن بطن است.
منزل16)عَقَبه:
این منزل ”عقبه“ و ”عقبه البطن“ نامیده شده است. امام در روز جمعه بیست و پنجم ماه ذیحجه الحرام در این منزل بار نهادند. کسی که مسیر را طی می کنند، قبل ازقاع به این منزل می رسد. بنابراین، عقبه منزلی در مسیر حج است. آب اینجا، از ”بنی عکرمه“ از ”بکربن وائل“ است.
منزل17) شِراف:
امام حسین (ع) روز شنبه، بیست و ششم ذیحجه به این محل رسید و در آنجا منزل گزید.اینجا محلی بین ”واقصه“ و ”قرعاء“ است. امام در واقصه فرود نیامدند و حرکت فرمودند تا به شِراف رسیدند. آنجا آب فراوان و کشت و زرع مناسبی است. شخصی به نام شِراف در این مکان چشمه را استخراج کرده بود. از این رو آن منطقه به نام او نامیده شده است. سحرگاه بود که کاروان حسینی در این منزل فرود آمد.
منزل18) ذوحُسُم:
در این مکان شریف امام (ع) روز یکشنبه، بیست و هفتم ذی الحجه توقف کرد. در آنجا کوهی است ”نعمان بن منذره“ در آن به صید و شکار می رفته است. امام از پناهگاهی امن سراغ گرفتند. گفته شد در طرف چپ ”ذوحسم“ قرار گرفته و آن محل مناسبی است. امام کاروان را بدان سو روانه کرد و کاروان در آن محل خیمه زد.
منزل19) بیضه:
دشت وسیعی بین ”عُذَیب“ و ”واقصه“ در سرزمین ”حزن“ از دیار ”بنی یَربُوع“ است. آنجا امام در خطابه ای برابر اصحاب ”حر“ بعد از حمد وسپاس پروردگار و رسولش فرمود:
... فریب خورده کسی است که توسط شما فریفته گردد، هرکه پیمان شکنی کند در واقع خود را شکسته است و بزودی خداوند مرا از شما بی نیاز خواهد کرد. سلام و رحمت خدا وبرکاتش بر شما باد.
منزل20) رُهیمه:
چشمه ای است که در آنجا امام اقامت کرد و با شخصی از اهل کوفه بنام ”ابوهرم“ دیدار کرد که بین آن دو حرفهایی ردوبدل شد.
منل21) قادسیه:
چشمه ای در نزدیکی کوفه است. ”حصین بن نمیر“ به دستور ابن زیاد سوارانی را از ”قادسیه“ تا ”خفان“ گمارده بود و از آنجا تا ”قطقطانه“ را از نیروهای خو پوشش داده بود. هنگامی که سفیر امام، ”قیس بن مُشهِر“ قصد ورود به کوفه داشت، سربازان، ”ابن نمیر“ او را دستگیر کردند، ولی قیس نامه امام را پاره کرد تا نوشته امام مکتوم بماند. وقتی او را به نزد ابن زیاد بردند—ابن زیاد پرسید که چرا اینکار را کرده در جواب شنید تا که تو ندانی امام چه نوشته است. ابن زیاد از قیس درخواست کرد تا به منبر برود و به امام حسین و برادر وخاندانش توهین کند. و تهدید کرد که اگر چنین نکند تکه تکه اش خواهند کرد.قیس بر فراز منبر رفت و سلام درود فرستاد و از خداوند برای امیرالمومنین و خاندان پیامبر و اهل بیت امام حسین (ع) طلب رحمت کرد و به دنبال آن عبیدالله بن زیاد، پدر و بنی امیه را لعنت گفت. پس از آن گفت: من فرستاده حسینم من از او در فلان موضع جدا شده ام پس او را اجابت کنید. ابن زیاد دستور داد که او را از بالای قصر به پایین پرتاب کنند.
سلام و رضوان خداوند بر او باد.
منزل22) عُذَیبُ الهَجانات
این محل در وادی ”بنی تمیم“ قرار داشته است. امام(ع) روز دوشنبه، بست و هشتم ذیحجه در آنجا فرود آمد. چهارنفر از اهالی کوفه به نام های ”عمروبن خالد صیداوی“، ”سعد“ غلام او، ”مجمع بن عبدالله مذحجی“ و ”نافع بن هلال“ و راهنمای راه آنها ”طرماح بن عدی طائی“به امام حسین(ع) ملحق شدند.
منزل23) قُطقُطانِیَّه:
در حالیه حُرّ و یارانش امام را همراهی می کردند، کاروان در روز سه شنبه، بیست و نهم ماه ذیحجه الحرام به ”قطقطانیه“ رسید و آنجا فرود آمد. این محل در نزدیکی کوفه قرار دارد و از سمت خشکی به ”طف“ و از طرف مغرب به ”رُهَیمَه“ می رسد. هنگامیکه از ”قادسیه“ خارج شده و به سمت شام حرکت کمیم، بین قطقطانیه و رهیمه از طرف مغرب حدود بیست مایل فاصله اس، نزد اهل تاریخ مشهور است که امام با ”عبیدالله پسر حُر جعفری“ در ”قصر مقاتل“ برخورد کردند.
منزل24) قصرمقاتل:
حضرت اباعبدالله الحسین (ع) روز چهارشنبه، اول ماه محرم الحرام، سال شصت و یک به ”قصرمقاتل“ فرود آمد. این محل را به مقاتل بن حیان نسبت داده اند. قصر مقاتل قصری بین تمر و شام در نزدیکی قطقطانیه قرار دارد.
منزل25) قُرَی الطَّف:
کاروان به روستاهای ”طف“ نزدیک شد. در آن امام ندایی را شنیدند که این عبارت را ترنم می کرد: ”انا لله و انا الیه راجعون- ما از آن خدائیم و به سوی او باز می گردیم“ و سپاس و شکر، تنها سزاوار پروردگار همه عالمیان است.
منزل 26) نِینَوی:
مسیر حرکت تغییر می کند و امام پیوسته قافله را به سمت چپ سوق می دهند. کاروان در نهات به ”نینوا“ می رسد. هنگامی فرود به این قریه روز چهارشنبه اول ماه محرم الحرام بوده است. البته ماه ذیحجه بنابر آنچه تصریح شده است ناقص بوده است. در این مکان ناگاه ”مالک بن بشیر“ فرستاده ”ابن زیاد“ فرا می رسد، نامه ای را به حُرّ تحویل می دهد و به حرّ و یاران او سلام می دهد ولی به امام حسین (ع) و اصحابش سلام نمی کند. هنگامی که نامه ام را خواندی، حسین را در مکانی سکنی ده که آنجا نه آب باشد، نه آبادی و نه پناهی. حر نامه را مطالعه کرد و به امام حسین(ع) تحویل می دهد. آنحضرت نامه را می خواند و از حر می خواهد تا در آن قریه فرود آیند.
منزل 27) کربلا:
کاروان امام در روز پنج شنبه، دوم محرم الحرام سال 61 هجری در کربلا فرود آمد. کربلا آخرین منزل امام و یاران آن حضرت است. اما رو به حُرّ کرد و فرمود: قدری جلو رویم. همین که به کربلا رسیدند به ناگاه حرّ و سربازان او راه را بر امام و کاوان بستند. آری، آنجا نزدیک رود فرات بود و اسب امام نیز از حرکت باز ایستاد. امام نام آن محل را پرسید. زهیر گفت: این زمین را طف گویند. امام فرمود:“ نام دیگی برآن نیست؟“ زهیر گفت: اینجا را به کرب و بلا می شناسند. ناگاه اشک در چشمان امام حلقه بست و گفت: فرود آیید، اینجا محل بارنهادن ما وریخته شدن خون ماست واینجا محل قبور ماست،این گونه از جدم رسول خدا(ص) بر من بیان فرمود.
همه فرود آمدند و بارها را بر زمین نهادند. حرّ و یارانش در ناحیه ای دیگر فرود آمدند. هنگام فرود، امام همه فرزندان، برادران و اهل بیت خویش را گرد آورد و به آنها نظر فرمود و گریست و اینگونه لب به سخن باز کرد:
”پروردگارا، ما خاندان پیامبر تو محمد(ص) هستیم، که اینگونه ما را بیرون کرده و ار حرم جدمان رانده و آزرده اند و بنی امیه به ما تجاوز و ستم روا داشته اند. پروردگارا!حق ما را از آنها بگیر و ما را بر قوم ستمگر یاری فرما.“